راقم

راقم

راقم = نویسنده
بنده علیرضا قهرمان نیا هستم و نویسنده وبلاگ راقم
در این وبلاگ تاریخ وقایع مهم اسلام رو به سبک داستان قرار میدم، امیدوارم مفید و جذاب باشه.
در پایان در داستان، اسم کتاب هایی که ازشون استفاده شده رو قید میکنم تا حقوق مولف حفظ بشه، توقع دارم که اگر کسی از وبلاگ من مطلبی کپی کرد، حقوق مولف رو حفظ کنه.

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
بایگانی

امام حسین(ع) رو به ولید کرد گفت:

چه خبر از معاویه؟ او بیمار بود و بیماری‌اش طولانی شد؛ اینک حال او چطور است؟

ولید گفت:

بدون مقدمه می‌گویم؛ امیر معاویه از دنیا رفت و اینک یزید، امیرمومنان است.

امام حسین(ع) سخن او را قطع کرد و با جدیت گفت:

ای ولید! می‌دانی که ما خاندان کرامت و پایگاه رسالت خداوندیم، از جدم رسول خدا شنیدم که که فرمود خلافت بر فرزندان ابوسفیان حرام است. حال چگونه من معاویه را امیر بدانم؟

وای بر تو باد! بر مومنین دروغ بستی،چه کسی یزید را امیر مومنان کرد؟خدا یا مردم؟

ـ به هر حال من مأمور شدم تا از تو برای یزید بیعت بگیرم.

ـ انسانی مثل من با انسانی همچون یزید بیعت نمی‌کند.

مروان که در کناری ایستاده بود و فقط تماشا می‌کرد، شمشیر از قلاف کشید و به ولید رو کرد و گفت:

به خدا سوگند اگر اینک حسین از تو جدا شود و بیعت نکند، دیگر چنین فرصتی به دست نخواهی آورد. یا اکنون بیعت بگیر یا دستور بده پیش از اینکه از خانه خارج شود، گردن او را بزنند. خونش بر عهده من.

امام حسین(ع) خشمگین شد و رو به مروان کرد و گفت:

تو ای پسر زن کبود چشم می‌خواهی مرا بکشی؟ به خدا که دروغ گفتی، تو توان این کار را نداری.

در همین هنگام، یاران امام وارد منزل شدند و دست به شمشیر بردند اما امام حسین(ع) به آنان اشاره کرد که حرکتی نکنند. سپس رو به ولید کرد و گفت:

گمان نمی‌کنم که بیعت گرفتن پنهانی از من، تو را قانع کند، تو می‌خواهی من در میان مردم و آشکارا بیعت کنم. پس مردم را جمع کنید و بعد مرا خبر کنید تا به میان مردم بیایم.

ولید که فردی آرامش طلب بود، قبول کرد که وقتی مردم جمع شدند، از امام حسین(ع) و عبدالله بن زبیر بیعت بگیرد.

سپس امام حسین(ع) همراه یارانش از خانه ولید خارج شدند و هر کدام به منزل خود رفتند.

اما بعد از رفتن امام از خانه ولید، در خانه اتفاقات دیگری افتاد.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی